احمد بن محمد ميبدى
567
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
خود خواهد ، پيش از آنكه فردا او را به ديوان داورى حقّ برند و حركات و سكنات او را با ميزان عدل مقابله و موازنه كنند ، و اگر نقصانى و خسرانى بود ، صدها هزار زبان شهادت بر صحت و صدق آن شمار دهند كه بنده از شرم ، گريختن خواهد درحالىكه جاى گريختن نيست ! لطيفه : گويند : پدرى روزى پسر را گفت از امروز ، هرچه با مردم گوئى و بر زبان خود رانى ، نماز شام با من بگوى ! و كردار و رفتار خود را به من عرضه كن ! پسر با رنج و تكلّفى تمام ، گفتار و كردار و رفتار يكروزهء خود را با پدر بگفت . ديگر روز ، پدر همين درخواست كرد ، پسر گفت : زينهار اى پدر ، هرچه خواهى از رنج و كلفت بر من نه ، و اين يكى از من مخواه ! كه طاقت آن را ندارم ! پدر گفت : اى بيچاره ، مرا مقصود آنست كه بيدار و هشيار باشى و از موقف حساب و عرض قيامت بترسى ! امروز كه حساب يكروزه را با پدر طاقت ندارى ، فردا حساب همه عمر را كه ذرّهاى فروگذار نكنند چگونه توانى و طاقت آرى ؟ 21 - انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ . آيه . ( اى محمّد ) با شگفت نگر كه ما چگونه اين مردم را آفريديم كه در صورت باهم مساوى و در معنى مختلف و در حقيقت آدميّت باهم متفاضلند ! از آنجا يكسانى در صورت ظاهر است كه همهء مردم باهم مساويند مانند دندههاى شانه ! و آنجا كه از حيث معنى و حقيقت مختلف و متفاوتند آنكه مردم كانهائى هستند مانند كانهاى زر و سيم ، كافر هرگز چون مؤمن نبود ، كه فرمود : مسلمانان همسان فاجران نيستند ، مصلح هرگز بسان مفسد نيست كه فرمود : دارندگان عمل صالح و كار نيك در زمين ، نمىتوان آنان را با تباهكاران يكسان داشت « 1 » . لطيفه : ندائى هرگز چون نداى مخلص نبود و مخلص چون عارف صادق نبود ! اخلاص در عمل ، صفت عابدان است و صدق در احوال ، صفت عارفان است . عابد در آرزوى بهشت است و حور و قصور ! و عارف در درياى عيان و مشاهدت غرقهء نور ! . . . وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا . آيه . درجات آخرت برتر و تفاضل در آن جهان عظيمتر و بزرگوارتر است . مصطفى فرمود : شما مردمان درجات عليّين را مانند ستارگان آسمان كه مىبينيد خواهيد ديد . [ آيات 35 - 23 ] ( تفسير لفظى ) 23 - وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً . خداى حكم كرد و سفارش اكيد نمود كه جز او را ( كه يگانه است ) نپرستيد و با پدر و مادر نيكوئى كنيد ، اگر در زندگانى تو يكىشان يا هر دوشان به پيرى رسند ، بنگر كه به ايشان افّ ( كمترين خوارى و جسارتى ) نگوئى و به آواز بلند با آنها سخن نگوئى ! و با ايشان سخنى آزاده و نيكو گوى . 24 - وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً . و با ايشان به فروتنى و فروترى به سر بر ، و بگو پروردگارا ، آنها را ببخش ، چنان كه مرا از كوچكى پرورش دادند . 25 - رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صالِحِينَ فَإِنَّهُ كانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُوراً . پروردگار شما ، داناتر است از آنچه در نفس شماها است ، اگر چنان است كه از صالحان باشيد او مر تائبان و بازگروندگان را آمرزنده است . 26 - وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً . حقّ خويشاوندان را از مال خود بده ، و همچنين حقّ درويش و راهگذر را ادا كن ، و مال خود را بىهوده تباه مكن و زيادهروى منما . 27 - إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً . همانا تباهكنندگان مال برادران شيطان هستند ، كه شيطان نسبت به پروردگار خود كافر نعمت و خداى خويش را ناسپاس است .
--> ( 1 ) از اين آيه نيز مستفاد مىگردد كه تفضيل بعضى بندگان بر ديگرى از طرف خداوند بىسبب و علت نيست بلكه از تشبيه به معدن زر و سيم در حديث نبوى به خوبى فهميده مىشود كه جنس و ذات پاك و گوهر نفيس ، گرانبها است و جنس ناپاك و نامرغوب ، كمبها و كمارزش است .